حسن الحسيني الخراساني القوچانى ( آقا نجفى قوچانى )
15
وصاياى ارسطو به شيماس ( شرح رساله تفاحيه ) ( فارسى )
منفعت را به حكمت . ارسطو گفت : فضيلت آن در دنيا است يا در آخرت ؟ شاگردان پس از اين سؤال به فكر رفتند كه چون فضيلتى در دنيا ندارد ، بايد در آخرت داشته باشد و اگر اقرار به منفعت اخروى نمايند ، مفحم « 1 » شوند ، به ناچارى گفتند : كه فضيلت حكمت را منكر نهايم « 2 » و به ناچار ما را بدان آرد كه اثبات فضيلت و منفعت وى در آخرت كنيم يعنى برهان ما را بدان بدارد و به سوى اين بكشاند كه منفعت حكمت يا در دنيا است يا در آخرت و چون در دنيا نيست پس در آخرت است ، نظير اينكه عدد يا زوج است يا فرد و چون زوج نيست پس فرد است . چون منفصله حقيقيّه شقّ ثالثى ندارد ، از رفع يكى از دو شق اثبات ديگرى لازم آيد . « 3 » ارسطو گفت : پس چون مرگ شما را ناخوش افتد ؟ و منزلى را كه از آن فضيلت حكمت و منفعت به شما رسد ، ناخوش آيد ؟ و منزلى را كه از آن زيان به شما رسد ، به خود پسنديده آيد ؟ « 4 » و اين نيست الّا از اينكه پابند هستيد به صور محسوسه از مرگ و الفت واهمه به محسوسات كه انسان را به بيم اندازد ، هرچند كه از شما سزد و واجب است كه بنگريد و فكر نماييد و محكوم به واهمه نشويد كه احكام جزئيّهء او از محسوسات داثرهء باطله استنباط شود بلكه به حكم عقل گراييد و تأمّل كنيد كه اين مرگ كه نزد عامّه ناپسنديده است ، خود نيست الّا از قالب جدا گشتن و مرغ روان از قفس پريدن و اسير از زندان
--> ( 1 ) - مفحم : مجاب ، مغلوب . ( 2 ) - در پاورقى نسخهء آقاى مينوى آمده است : « اصل عربى جملهاى است ، ترجمه نشده است و حال آنكه لازم بوده و دليل جمله بعدى شمرده مىشود » ترجمهء آن چنين است : چون ما ديديم كه زندگى نااهلان در اين دنيا بهتر است ، ناچار اين عقيده ( فضيلت اخروى ) را پسنديديم . ( 3 ) - در منطق صورى ثابت شده است كه در قياسات استثنايى در صورتى كه مقدّمهء آن ، قضيهء شرطيّه منفصله باشد ، در تمام ضروب چهارگانه منتج است ( بر خلاف منفصلهء مانعة الجمع و مانعة الخلو كه فقط دو ضرب هركدام منتج مىباشد ) و از وضع هريك از مقدم و تالى رفع ديگرى و از رفع هريك وضع ديگرى لازم مىآيد ، چنان كه در مطلب فوق ، رفع مقدّم ( در دنيا نيست ) مستلزم وضع تالى ( در آخرت است ) مىباشد . ( 4 ) - در نسخهء آقاى مينوى عبارت چنين است : خوش آيد و به خود بسنده داريد ؟